برچسب:
نویسنده: روژان سلیمانی
گویی پارویش شکسته
و موج غریو شب آرام در ساعت صفر عاشقی
یاد یک شب
یاد یک ساعت بی حوصله بر دیوارسکون
یاد بی وزن ترین اشعار جنون
در خم کوچه ی باریک قرون
ومنم عابر شکسته پایی درگیر در ساعت صفر عاشقی
برچسب:
نویسنده: روژان سلیمانی
برچسب:
نویسنده: روژان سلیمانی
برچسب:
نویسنده: روژان سلیمانی
تـــو
هر
لحظه ام را
ساعـت
صفر است
ای
آرام جـانم...❤:❤
برچسب:
نویسنده: روژان سلیمانی
بعدش از یه جایی به بعد دیگه نمیتونه، نه که نخواد، نمیتونه
زیادی بکشی در میره میخوره تو چشم و چالت!
این جریان خیلی از آدماست، آدم ها رو بیشتر از تحملشون تحت فشار قرار ندید...
برچسب:
نویسنده: روژان سلیمانی
به بـهـانـه عـشـق لمـسـت مـیکنند...
بـه بـهـانـه مـانـدن عـريـانـت مـیکنند...
در آخر بـه بـهـانـه فـاحـشـگـى
ترکت مـیکنن...
برچسب:
نویسنده: روژان سلیمانی
مثلِ برداشت های غلط
نمیتونه آدمارو،
از هم متنفر ڪنه...
برچسب:
نویسنده: روژان سلیمانی
دقیقا همون روزهایی ان که
قبلا میگفتی اگه تو نباشی
من چیکارکنم...؟
خیلی دوس دارم بدونم الان داری چیکارمیکنی!
برچسب:
نویسنده: روژان سلیمانی
برچسب:
نویسنده: روژان سلیمانی